نمی دانم چرا تلخ است گفتارم
چرا می گویم از سختی
چرا می نالم از تنهایی دنیا
چرا اشکم ز تنهایی است
نمی دانم نمی دانم
نمیدانم چرا می سوزم از غربت
چرا می ترسم از صحبت با مردم
چرا از همنشینی ها گریزانم
چرا تنها و حیرانم
عاطفه
[ جمعه 08 شهریور 1392
] [ 10:14 ] [ عاطفه ][ ارسال نظر(0) ]
